علي محمد ميرجليلى

100

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

همين امر سبب شده كه برخى از علما ورود روايتى را در يك حكم انكار كنند با آنكه وجود داشته است . علت اين انكار آن بوده كه اين روايت را در باب مناسب آن در « تهذيب » نيافته‌اند . « 1 » 3 - سومين انگيزه كه فيض را به نوشتن « وافى » واداشته است ، تكرار روايات در كتب اربعه است كه سبب ضخامت و حجم فراوان آنها گشته است . اين اشكال‌ها در تمام كتب اربعه وجود دارد . سپس مرحوم فيض به سراغ تك تك اين كتب مىرود و كمبودهاى هر يك را يادآورى مىكند و مىگويد : كتاب « كافى » هر چند شريف‌ترين اين كتب است ، لكن باز هم بسيارى از روايات احكام را نياورده است . در مواردى كه روايات متعارض وجود دارد ، گاهى يك طرف را ذكر كرده است و طرف ديگر را متذكر نشده است . در برخى از كتب و ابواب و روايات ، ترتيب نيكويى نداشته و به شرح جمله‌هاى مبهم روايات همت نگمارده است . كتاب « الفقيه » نيز همان مشكلات « كافى » را دارد . علاوه بر آن ، روايات اصول را نياورده و بسيارى از ابواب و فصول فرعى را متذكر نشده و برخى از احاديث را به صورت مرسل « 2 » نقل كرده است . گاهى نيز جملاتى آورده است كه خواننده نمىفهمد آيا دنبالهء روايت است يا كلام صدوق ، مؤلف بزرگوار اين كتاب مىباشد . « تهذيب » نيز از اصول خالى است . علاوه بر آن ، همان مشكلات « الفقيه » را در بر دارد . مرحوم طوسى در اين كتاب گاهى در مقام جمع روايات ، توجيه‌هايى مىآورد

--> ( 1 ) . مرحوم شهيد ثانى به همين علت وجود روايتى را در كتاب الارث انكار مىكند ، با آنكه وارد شده است . ( البحر الزخار ، ج 1 ، ص 9 . ) ( 2 ) . مرسل به حديثى گفته مىشود كه بيش از يك نفر از سلسله سند حذف گرديده باشد و يا نام آخرين راوى ( صحابى معصوم ) در سند آن ذكر نشود . ( دراية الحديث ، ص 80 . )